نوشته شده در ساعت 13:41:08 , مورخ 12/08/1388
کد خبر :
88081065
توهم توسعه !
محسن تیزهوش / دانشجوی کارشناسی محیط زیست
محسن تیزهوش / دانشجوی کارشناسی محیط زیست
آنچه كه اين روزها بر سر طبيعت نيمه جان ايرانمان مي آيد، بي شك يكي از تلخ ترين حوادث تقويم دوستداران طبيعت خواهد شد. طبيعت ايران در دو هفته گذشته شاهد از بين رفتن چيزي بيش از 16 هزار درخت در شرق، غرب و مركز خويش بود. منطقه حفاظت شده دنا، پارک جنگلي طرق مشهد، پارک جنگلي دماوند و منطقه آسار - رازان لرستان نام مناطقي بودند كه هر يك به طرق مختلف، در اين روزهاي سرد پاييزي شاهد از بين رفتن درختان استوار و سر به فلك كشيده خود بودند. در روزهاي گذشته، رسانه هاي ارتباط جمعي عوامل اين تخريب ها را معرفي كرده اند، كه در هر كدام مي توان رد پاي توسعه ناپايدار را پيدا كرد.
همه مردم ايران مي دانند كه ما قرار است تا سال 1404 گام هاي بلندي به سمت توسعه برداريم؛ اما این دلیل خوبی برای از بین بردن سرمایه های ژنتیکی این سرزمین نیست. اگر به توسعه کشور می اندیشیم و افق 1404 را مد نظر داریم بهتر است با کمک کارشناسان با تجربه حوزه محیط زیست و به دور از هر گونه سیاسی کاری، يك طرح مدون و استراتژيك طراحی کنیم تا بدین وسیله هر مدیری که ساختمان مركزي پارك پرديسان را تحویل گرفت، نتواند سلیقه ای عمل کند.
حوادثی که هر چند یکبار در تقویم سبز دوستداران محیط زیست ثبت می شود، علل متعددی دارد که اغلب با واکنش تند حامیان طبیعت روبرو می شود ؛ اما متاسفانه یکی از مشکلات امروز محیط زیست ایران كه به صورت كاملا پنهان در جريان است اقتصادی صحبت نکردن اساتید و با تجربه های اين حیطه ی حساس است.
باری کامونر یکی از متخصصان محیط زیست در آمریکا در مورد اقتصادي بودن تفكرات سبزانديشان، نظر قابل تاملی را ارائه کرده است. او می گوید: « اگر متخصص محیط زیست از داخل شدن در این قلمرو پیچیده ( اقتصاد ) اکراه از خود نشان دهد آنگاه این اقتصاددانان و متخصصان علوم سیاسی خواهند بود که خود را وارد معرکه نموده و سعی در پیمودن میدان نه چندان آسان علوم محیط زیست خواهند کرد. از سوی دیگر اگر متخصص محیط زیست با سری پایین و چشمانی بسته وارد میدان اقتصادی شود بدون شک دیری نمی پاید که در پیچ و خم تئوری هایی که به آنها آشنایی ندارد گرفتار شده و عاقبت در طعنه های استهزاء آمیز متخصصان اقتصاد غرق خواهد شد.» به ديگر سخن، بهتر است از اين به بعد در كنار سخن هاي علمي خويش، اعداد و ارقام هر گونه تخريب يا آسيب احتمالي را اضافه كرده و ديدگاه هاي خويش را در قالب فرمول هايي ساده، اما تاثير گذار بيان كنيم.
راهکاری که بهتر است از این به بعد مد نظر داشته باشیم به شدت شبيه به داستانی است که در اقتصاد موضوعی کاملا نام آشناست؛ روزگاري در سرزميني پادشاهي بود كه از چاه هاي نفت خويش ثروت زيادي را جمع كرده بود. روزي به منظور بهره برداري بهتر از ثروت خود مشاوران اقتصادي خود را احضار كرد و به آنها دستور داد تا هر يك هر چه زودتر كتابي راجع به قوانين و دستورالعمل هاي اقتصادي بنويسند و گرنه جان خود را از دست خواهند داد. وقتي كتاب ها نوشته شد و به وي تقديم شد، پادشاه از عظمت و پيچيدگي مسائل آنها در شگفت ماند و چون حوصله خواندن همه آنها را نداشت به مشاوران خود دستور داد تا همه اين كتاب ها را در يك كتاب خلاصه كنند. اين كار هم انجام شد؛ اما پادشاه باز هم حوصله خواندن نداشت و دستور كوچكتر كردن آن را داد. اين مسئله ادامه داشت تا پادشاه دستور داد همه اقتصاد را به شكل يك فرمول در آورند و به وي تقديم کنند و گرنه سرشان را به باد خواهند داد و آنها نيز چنين كردند؛ فرمول نهايي اين بود : وام بلاعوض وجود ندارد.
اینک نوبت ما محیط زیستی هاست که اين فرمول را در بین مدیران کشور باب کنیم که گام برداشتن در راه توسعه به شرطی می تواند ما را به سمت پیشرفت سوق دهد که خویش را در توهم توسعه غرق نکرده و هر آنچه که از طبیعت استفاده می کنیم را جبران کنیم و این را هرگز فراموش نکنیم که در طبيعت " وام بلاعوض داده نمی شود."
همه مردم ايران مي دانند كه ما قرار است تا سال 1404 گام هاي بلندي به سمت توسعه برداريم؛ اما این دلیل خوبی برای از بین بردن سرمایه های ژنتیکی این سرزمین نیست. اگر به توسعه کشور می اندیشیم و افق 1404 را مد نظر داریم بهتر است با کمک کارشناسان با تجربه حوزه محیط زیست و به دور از هر گونه سیاسی کاری، يك طرح مدون و استراتژيك طراحی کنیم تا بدین وسیله هر مدیری که ساختمان مركزي پارك پرديسان را تحویل گرفت، نتواند سلیقه ای عمل کند.
حوادثی که هر چند یکبار در تقویم سبز دوستداران محیط زیست ثبت می شود، علل متعددی دارد که اغلب با واکنش تند حامیان طبیعت روبرو می شود ؛ اما متاسفانه یکی از مشکلات امروز محیط زیست ایران كه به صورت كاملا پنهان در جريان است اقتصادی صحبت نکردن اساتید و با تجربه های اين حیطه ی حساس است.
باری کامونر یکی از متخصصان محیط زیست در آمریکا در مورد اقتصادي بودن تفكرات سبزانديشان، نظر قابل تاملی را ارائه کرده است. او می گوید: « اگر متخصص محیط زیست از داخل شدن در این قلمرو پیچیده ( اقتصاد ) اکراه از خود نشان دهد آنگاه این اقتصاددانان و متخصصان علوم سیاسی خواهند بود که خود را وارد معرکه نموده و سعی در پیمودن میدان نه چندان آسان علوم محیط زیست خواهند کرد. از سوی دیگر اگر متخصص محیط زیست با سری پایین و چشمانی بسته وارد میدان اقتصادی شود بدون شک دیری نمی پاید که در پیچ و خم تئوری هایی که به آنها آشنایی ندارد گرفتار شده و عاقبت در طعنه های استهزاء آمیز متخصصان اقتصاد غرق خواهد شد.» به ديگر سخن، بهتر است از اين به بعد در كنار سخن هاي علمي خويش، اعداد و ارقام هر گونه تخريب يا آسيب احتمالي را اضافه كرده و ديدگاه هاي خويش را در قالب فرمول هايي ساده، اما تاثير گذار بيان كنيم.
راهکاری که بهتر است از این به بعد مد نظر داشته باشیم به شدت شبيه به داستانی است که در اقتصاد موضوعی کاملا نام آشناست؛ روزگاري در سرزميني پادشاهي بود كه از چاه هاي نفت خويش ثروت زيادي را جمع كرده بود. روزي به منظور بهره برداري بهتر از ثروت خود مشاوران اقتصادي خود را احضار كرد و به آنها دستور داد تا هر يك هر چه زودتر كتابي راجع به قوانين و دستورالعمل هاي اقتصادي بنويسند و گرنه جان خود را از دست خواهند داد. وقتي كتاب ها نوشته شد و به وي تقديم شد، پادشاه از عظمت و پيچيدگي مسائل آنها در شگفت ماند و چون حوصله خواندن همه آنها را نداشت به مشاوران خود دستور داد تا همه اين كتاب ها را در يك كتاب خلاصه كنند. اين كار هم انجام شد؛ اما پادشاه باز هم حوصله خواندن نداشت و دستور كوچكتر كردن آن را داد. اين مسئله ادامه داشت تا پادشاه دستور داد همه اقتصاد را به شكل يك فرمول در آورند و به وي تقديم کنند و گرنه سرشان را به باد خواهند داد و آنها نيز چنين كردند؛ فرمول نهايي اين بود : وام بلاعوض وجود ندارد.
اینک نوبت ما محیط زیستی هاست که اين فرمول را در بین مدیران کشور باب کنیم که گام برداشتن در راه توسعه به شرطی می تواند ما را به سمت پیشرفت سوق دهد که خویش را در توهم توسعه غرق نکرده و هر آنچه که از طبیعت استفاده می کنیم را جبران کنیم و این را هرگز فراموش نکنیم که در طبيعت " وام بلاعوض داده نمی شود."





نظرات (1 نظر نوشته شده است):
نظر خود را بنويسيد