نوشته شده در ساعت 14:21:12 , مورخ 20/09/1388
کد خبر :
88091125
ایران و راهی دراز تا کپنهاگ
یادداشت سردبیر / الهه موسوی
یادداشت سردبیر / الهه موسوی
درست در روزهایی که مسئولان ایران اعلام کردند در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا شرکت خواهند کرد خبرگزاری مهر خبر از لغو ممنوعیت استقرار صنایع در شعاع 120 کیلومتری تهران داد . هر چند این خبر از سوی حسن اصیلیان معاون محیط انسانی سازمان محیط زیست تکذیب شد ؛ اما توضیحات وی را می توان مصداق برداشته شدن این ممنوعیت به حساب آورد . اصیلیان توضیح داد که ممنوعیت استقرار صنایع در محدوده 120 کیلومتری تهران، لغو نشده ؛ بلکه صنایعی که قبلا در این شعاع قرار داشتند و بر اساس قانون موظف به جا به جایی و رفتن به خارج از محدوده فوق بودند ، می توانند در مکان کنونی خود بمانند و به فعالیت خود ادمه دهند .
اینکه سخنان معاون محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست چقدر با اصل ماجرای لغو ممنوعیت تفاوت دارد و مسئولان سازمان، طی 3-4 سال اخیر چگونه با بازی کردن با کلمات، بسیاری از محدودیت های قانونی را زیرپا گذاشته اند و بسیار طرح های غیرقانونی و غیرعلمی را بدون ارزیابی زیست محیطی ، تصویب و کلنگ زنی کرده اند مقوله ایست که در جای خود نیاز به بررسی دارد .
اما موضوع مورد نظر این یادداشت سفر سفیران ایران به اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی – کپنهاگ – است . اجلاسی که در بحرانی ترین روزهای زمین ، قرار است قدم هایی را برای نجات این تنها سیاره محل سکونت آدمی بردارد و سیاست هایی را برای کاهش گازهای گلخانه ای به عنوان مهم ترین عامل تغییرات اقلیم اتخاذ کند .
طی هفته های اخیر 129 کشور جهان اعلام کردند که در این اجلاس شرکت خواهند کرد و امریکا که در قبال پیمان کیوتو، موضع مثبتی نداشت ، در دور جدید، تغییراتی را که باراک حسین اوباما نوید آنرا در تبلیغات کاندیداتوری اش داده بود در قبال کپنهاگ وعده داد .
اینکه مسئولان دولت نهم و دهم جمهوری اسلامی ایران نسبت به محیط زیست رویکردی واقع گرایانه و حساس پیدا کنند جای بسی خوش وقتی است و از آنجا که برخی مدیران آن ، به صراحت اعلام کرده بودند که منابع طبیعی ، سد راه توسعه است ؛ این سفر به شرطی که تنها یک حرکت تبلیغاتی نباشد و تغییر رویکرد در سیاست های زیست محیطی را به دنبال داشته باشد می تواند گامی مثبت برای آغازی جدید تلقی شود . اما نکته ای که به نظر می رسد خوب است مسئولان بدان توجه کنند این است که ایران، با چه کارنامه ای در این اجلاس شرکت می کند .
نگاهی کوتاه به مصوبه های دوره پیشین ریاست جمهوری ایران در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی، نشانگر نگرش بدنه دولت و مسئولان کشور به مقوله محیط زیست است . مصوبه هایی که هرگاه با اعتراض کارشناسان و سبزها مواجه شدند و کارشان به رسانه ها و افکارعمومی کشیده شد ، مدتی کوتاه مسکوت مانده و دوباره در خفا و گاه غیرقانونی و بدون سپری کردن فرایندهایی مانند ارزیابی اثرات زیست محیطی، از سر گرفته شدند .
لغو ممنوعیت احداث صنایع آلاینده و بزرگ در شمال کشور و به دنبال آن تصویب استقرار پتروشیمی در استان های گیلان ، گلستان و مازندران در جوار جنگل هایی که نابودی شان می تواند به آزادشدن کربن و تغییر اقلیم منجر شود ؛ احداث سدهایی در استان های شمالی و جنوبی که برای ساخت و آبگیری هریک ، صدها هکتار از جنگل های شمال و مرکزی ایران قطع شده و یا به زیر آب می روند ؛ اصرار بر ادامه پروژه میانگذر انزلی در مسیری که به زعم تمام کارشناسان نابودی تالاب بین المللی انزلی و تغییر اقلیم را در پی خواهد داشت ؛ تصویب ساخت جاده هایی در مناطق بکر جنگلی تنها با هدف اتصال دو روستا و در دسترس قرارگرفتن جنگل هایی که مهم ترین ابزار جذب کربن هستند ؛ تصویب شهرک های صنعتی هزارهکتاری در استان های شمالی و تغییر کاربری زمین ؛ عدم رعایت قوانین پارک های ملی و وارد آوردن صدمات جبران ناپذیر به آنها ؛ عدم توقف بهره برداری از جنگل های هیرکانی شمال ؛ عدم برخورد جدی و ریشه ای با پدیده زمین خواری و مافیای راهسازی و ویلاسازی و جنگل خواری ؛ احداث اسکله هایی که اکوسیستم های حساس و ارزشمند دریایی را با خطرات جدی مواجه می کنند و عدم نظارت و کنترل فعالیت های صنایع آلاینده در حاشیه خلیج فارس ؛ فقدان حفاظت درست از جنگل های خارج از شمال ، عدم ساماندهی به پسماندهای کشاورزی و زباله های خطرناک ؛ بی سامانی زباله ها و فاضلاب ، ناوگان حمل و نقل شهری و آلودگی هوای کلانشهرها و تولید خودروهایی با آلایندگی بسیار بالا و همچنین تولید سوخت آلاینده و در آخر نیز مهربانی با متخلفان و ......
اگر بخواهیم این موارد را باز هم برشماریم می توانیم آنقدر بنویسیم تا حوصله مخاطب سر رود ؛ اما تاکید بر همین نکته کافی است که سفیران ایران در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا ، تنها هنگامی می توانند دستاوردهایی مثبت و مفید از کپنهاگ داشته باشند که پس از این ، با رویکردی جدید در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور تصمیم گیری کنند ؛ نگرشی که منابع طبیعی را نه سد راه توسعه ؛ بلکه عامل پایداری آن برشمارد و به عنوان یکی از اساسی ترین اهرم های کاهش گازهای گلخانه ای و مانع تغییر اقلیم با آن برخورد کنند .
اینکه سخنان معاون محیط انسانی سازمان حفاظت محیط زیست چقدر با اصل ماجرای لغو ممنوعیت تفاوت دارد و مسئولان سازمان، طی 3-4 سال اخیر چگونه با بازی کردن با کلمات، بسیاری از محدودیت های قانونی را زیرپا گذاشته اند و بسیار طرح های غیرقانونی و غیرعلمی را بدون ارزیابی زیست محیطی ، تصویب و کلنگ زنی کرده اند مقوله ایست که در جای خود نیاز به بررسی دارد .
اما موضوع مورد نظر این یادداشت سفر سفیران ایران به اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی – کپنهاگ – است . اجلاسی که در بحرانی ترین روزهای زمین ، قرار است قدم هایی را برای نجات این تنها سیاره محل سکونت آدمی بردارد و سیاست هایی را برای کاهش گازهای گلخانه ای به عنوان مهم ترین عامل تغییرات اقلیم اتخاذ کند .
طی هفته های اخیر 129 کشور جهان اعلام کردند که در این اجلاس شرکت خواهند کرد و امریکا که در قبال پیمان کیوتو، موضع مثبتی نداشت ، در دور جدید، تغییراتی را که باراک حسین اوباما نوید آنرا در تبلیغات کاندیداتوری اش داده بود در قبال کپنهاگ وعده داد .
اینکه مسئولان دولت نهم و دهم جمهوری اسلامی ایران نسبت به محیط زیست رویکردی واقع گرایانه و حساس پیدا کنند جای بسی خوش وقتی است و از آنجا که برخی مدیران آن ، به صراحت اعلام کرده بودند که منابع طبیعی ، سد راه توسعه است ؛ این سفر به شرطی که تنها یک حرکت تبلیغاتی نباشد و تغییر رویکرد در سیاست های زیست محیطی را به دنبال داشته باشد می تواند گامی مثبت برای آغازی جدید تلقی شود . اما نکته ای که به نظر می رسد خوب است مسئولان بدان توجه کنند این است که ایران، با چه کارنامه ای در این اجلاس شرکت می کند .
نگاهی کوتاه به مصوبه های دوره پیشین ریاست جمهوری ایران در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی، نشانگر نگرش بدنه دولت و مسئولان کشور به مقوله محیط زیست است . مصوبه هایی که هرگاه با اعتراض کارشناسان و سبزها مواجه شدند و کارشان به رسانه ها و افکارعمومی کشیده شد ، مدتی کوتاه مسکوت مانده و دوباره در خفا و گاه غیرقانونی و بدون سپری کردن فرایندهایی مانند ارزیابی اثرات زیست محیطی، از سر گرفته شدند .
لغو ممنوعیت احداث صنایع آلاینده و بزرگ در شمال کشور و به دنبال آن تصویب استقرار پتروشیمی در استان های گیلان ، گلستان و مازندران در جوار جنگل هایی که نابودی شان می تواند به آزادشدن کربن و تغییر اقلیم منجر شود ؛ احداث سدهایی در استان های شمالی و جنوبی که برای ساخت و آبگیری هریک ، صدها هکتار از جنگل های شمال و مرکزی ایران قطع شده و یا به زیر آب می روند ؛ اصرار بر ادامه پروژه میانگذر انزلی در مسیری که به زعم تمام کارشناسان نابودی تالاب بین المللی انزلی و تغییر اقلیم را در پی خواهد داشت ؛ تصویب ساخت جاده هایی در مناطق بکر جنگلی تنها با هدف اتصال دو روستا و در دسترس قرارگرفتن جنگل هایی که مهم ترین ابزار جذب کربن هستند ؛ تصویب شهرک های صنعتی هزارهکتاری در استان های شمالی و تغییر کاربری زمین ؛ عدم رعایت قوانین پارک های ملی و وارد آوردن صدمات جبران ناپذیر به آنها ؛ عدم توقف بهره برداری از جنگل های هیرکانی شمال ؛ عدم برخورد جدی و ریشه ای با پدیده زمین خواری و مافیای راهسازی و ویلاسازی و جنگل خواری ؛ احداث اسکله هایی که اکوسیستم های حساس و ارزشمند دریایی را با خطرات جدی مواجه می کنند و عدم نظارت و کنترل فعالیت های صنایع آلاینده در حاشیه خلیج فارس ؛ فقدان حفاظت درست از جنگل های خارج از شمال ، عدم ساماندهی به پسماندهای کشاورزی و زباله های خطرناک ؛ بی سامانی زباله ها و فاضلاب ، ناوگان حمل و نقل شهری و آلودگی هوای کلانشهرها و تولید خودروهایی با آلایندگی بسیار بالا و همچنین تولید سوخت آلاینده و در آخر نیز مهربانی با متخلفان و ......
اگر بخواهیم این موارد را باز هم برشماریم می توانیم آنقدر بنویسیم تا حوصله مخاطب سر رود ؛ اما تاکید بر همین نکته کافی است که سفیران ایران در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا ، تنها هنگامی می توانند دستاوردهایی مثبت و مفید از کپنهاگ داشته باشند که پس از این ، با رویکردی جدید در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور تصمیم گیری کنند ؛ نگرشی که منابع طبیعی را نه سد راه توسعه ؛ بلکه عامل پایداری آن برشمارد و به عنوان یکی از اساسی ترین اهرم های کاهش گازهای گلخانه ای و مانع تغییر اقلیم با آن برخورد کنند .






نظرات (2 نظر نوشته شده است):
به هر حال موفق باشين
نظر خود را بنويسيد